روانشناسی - روانشناسی شخصیت- شخصیت شناسی - شخصیت - رفتار با افراد مختلف بر اساس تیپ های شخصیت |
تيپ سلطه گر(حاكم)
· بدون توجه كردن به ديگران رفتار مي كرد
· آگاهي اجتماعي كمي دارند
· نوع افراطي آن به ديگران حمله مي كند ، آزارگر ، بزه كار و جامعه ستيز(حمله به ديگران)
· نوع كمتر خطرناك آن ، الكلي ، معتاد به مواد مخدر يا خود كشي (حمله به خود)
تيپ گيرنده
· رايجترين تيپ
· جلب خوشنودي ديگران
· وابستگي
تيپ اجتناب كننده
· براي روبرويي با مشكلات تلاش نمي كند
· با اجتناب از مشكلات از هرگونه احتمال شكست دوري مي كند
ü 3 تيپ بالا آمادگي روبرو شدن با مشكلات زندگي را ندارند، قادر به همكاري با ديگران نيستند و برخورد بين سبك زندگي آنها و دنياي واقعي موجب رفتار نابهنجار مي شود.
تيپ سودمند اجتماعي
· با ديگران همكاري مي كند وطبق نياز هاي آنها عمل مي كند
· در چارچوب علايق اجتماعي كاملا" رشد يافته اي با مشكلات كنار مي آيند
ü آدلر در مجموع با طبقه بندي يا تيپ بندي كردن انعطاف ناپذير افراد به اين شكل مخالف بود و اظهار داشت ، كه او اين 4 سبك زندگي را صرفا" جهت آموزش معرفي كرده است ، او به درمانگران هشدار داد كه از به اشتباه گماردن مردم در طبقات متداخل پرهيز كنند.
برونگراي متفكر
برونگراي احساسي
برونگراي حسي
برونگراي شهودي
درونگراي متفكر
درونگراي احساسي
درونگراي حسي
درونگراي شهودي
توجه :
يونگ 4 كاركرد متضاد روان را در نظر گرفت: حس كردن ، شهود ، تفكر و احساس
حس كردن و شهود : كاركردهاي غير عقلاني ، اين فرآيندها تجربيات را مي پذيرند ولي آنها را ارزيابي نمي كنند.
تفكر و احساس : كاركرد هاي عقلاني ، اين فرآيندها درباره تجربيات قضاوت كرده و آنها را ارزيابي مي كنند.
در زندگي فرد ( ميانسالي) بايد از برونگرايي
منش مرده گرا(غير خلاق)
· مجذوب مرگ ، جنازه ها ، ويراني ، مدفوع و كثافت
· شاد به نظر آمدن هنگام صحبت كردن از مرگ ، بيماري و مراسم كفن و دفن
· زندگي در گذشته
· تمايل به سردي و گوشه گيري
· علاقه مند به نظم ، قانون و استفاده از زور و قدرت
· رويا هاي آنها در اطراف قتل ، خون و جمجمه ها متمركز است
· نابودي عاطفه ( كل زندگي او و خودش را به اشيا تبديل مي كند )
· بدگماني نسبت به آينده
· داراي شهوت تكنولوژي ( احاطه كردن خود با وسايل مانند استريو ، كامپيوتر ، موبايل و ...)
· جانشيني عشق به اشياء بجاي اشخاص
· ديدن جهاني سياه
منش زنده گرا ( خلاق)
· عاشق زندگي
· مجذوب رشد ، آفريدن و سازندگي
· تلاش براي تاثير در ديگران با محبت ، منطق نه با زور و قدرت
· علاقه به رشد خود و ديگران
· نگرش بسوي آينده نه گذشته
· ديدن جهان به رنگ سبز ، آبي و قرمز
منش گيرنده
منش بهره كش
منش محتكر
منش بازاري
تيپ مطيع (compliant personality)
· تمايل حركت بسوي مردم
· لازمه مورد اول قبول درماندگي و كوشش براي جلب محبت ديگران
· نياز شديد و مداوم به محبت
· تاييد و اطمينان آفريني دائمي
· نياز به شريك سلطه گر ( مونس غالب)
· جلب توجه كن ( خوشايند مردم رفتار كردن)
· تلاش براي انجام رفتار طبق آرمانها و انتظارات ديگران ( اميال خود را تابع اميال ديگران كردن )
· فداكاري و سخاوتمندي
· آشتي جو ، صلح طلب
· ميل به پذيرش تقصير و تسليم شدن به ديگران
· هرگز جسور ، انتقادي يا پرتوقع نيستند
· نگرش به خود همواره با درماندگي و ضعف
· برترانگاري ديگران
· سركوب خصومت خود
· وابستگي
· وحشتناك بودن طرد از جمع و تلاش براي جبران آن
· ميل به كنترل ، بهره كشي و دستكاري ديگران
· چاپلوسي و حاظر به خدمت بودن
· احساسي و برونگرا
· اعتماد به نفس پايين
· نگران ، نا ايمن و دلشوره اي
· مردم آميز ، پر حرف ، لذت جو و با محبت
· خوش قلب ، دلسوز ، ساده دل و مودب
· حركات بدن وسوسه انگيز و گرد
· در مواقع اضطراب بنيادي شيوه گريه ،خواهش و تمنا
تيپ پرخاشگر(aggressive personality)
· تمايل حركت بر عليه مردم
· لازمه مورد اول خصومت ، طغيان و پرخاشگري
· متخاصم بودن دنياي بيرون با او و برعكس ( در اين نبرد فقط شايسته ها و حيله گر ها مي مانند)
· مزيت انگاري برتري ، قدرت و درنده خويي
· در مواقع اضطراب بنيادي شيوه خشن و آمرانه بدون توجه به ديگران
· تلاش براي رسيدن به سطوح بالا
· ارضاي خود بوسيله ممتاز بودن ، بدست آوردن شهرت و تاييد برتري توسط ديگران
· هركس را برحسب استفاده اي كه از رابطه با آنها مي برد ارزيابي مي كند
· عدم تلاش براي خشنود كردن ديگران
· جر و بحث ، انتقاد و پا فشاري
· موفق بودن در زمينه كاري ( خود كار براي آنها ارضا كننده نيست بلكه كار وسيله اي براي هدف )
· مطمئن بودن از توانايي خود
· بي پروا در نشان دادن خود و دفاع از خود
· سركوب احساس
· جامعه ستيز ( شخصيت ضد اجتماعي)
· حركات بدن پرخاشگر و نوك تيز
تيپ جدا (detached personality)
· تمايل به حركت بدور از مردم
· لازمه مورد اول دوري جستن از مردم و اجتناب از هرگونه موقعيت وابستگي
· حفظ فاصله عاطفي (بي تفاوت به جمع ، نبايد دوست بدارند و متنفر شوند و يا با ديگران همكاري كنند يا با آنها در گير شوند)
· خود بسنده و كمال طلب
· استقلال و عدم وابستگي
· دوستدار تنهايي و خلوت
· منفرد انگاري خود ( منزوي)
· اجتناب از هرگونه قيد و بند اخلاقي و اجتماعي
· بدون تلاش در فكر رسيدن به عظمت و برتري
· بلند پروازي
· سركوب عشق و نفرت
· تاكيد بر عقل ، منطق و هوش
· خجالتي
· درونگرا
1) شخصيت در مغز ريشه دارد
· فيزيولوژي مغزي فرد هم جنبه هاي شخصيت را هدايت مي كند و بر آن غالب است ( بعضي از دارو ها كه مي توانند بر كاركرد مغز اثر بگذارند ، شخصيت فرد را تغيير مي دهند )
· هرچيزي كه شخصيت به آن وابسته است در مغز يافت مي شود (مانند حالت هاي عاطفي، خاطرات هشيار و ناهشيار ، اعتقادات ، ترس ها ، نگرش ها و ارزش ها)
2) اصل كاهش تنش
· موري ، موافق بود كه مردم براي كاهش تنش فيزيولوژيكي و روانشناختي عمل مي كنند اما اين بدان معني نيست كه ما براي حالت بدون تنش تلاش مي كنيم ( تلاش براي كاهش تنش نه از بين بردن تنش )
· ما تنش را توليد مي كنيم براي اينكه با كاهش دادن آن ارضا مي شويم
· حالت ايده ال ماهيت انسان ، مستلزم داشتن هميشگي ، سطح بخصوصي از تنش براي كاهش دادن است
3) شخصيت فرد در طول زمان به رشد خود ادامه مي دهد
· گذشته فرد بر زندگي و شخصيت او تاثير مي گذارد
· رشد شخصيت تنها مربوط به يك دوره مشخصي (مثل كودكي)در زندگي نيست
4) شخصيت تغيير و پيشرفت مي كند و ثابت و ايستا نيست
5) تاكيد بر يگانگي هر شخص
· موري با وجود تشخيص شباهت هايي بين افراد مختلف ، بر يگانگي هر شخص تاكيد دارد
· يك فرد انسان ، شبيه شخص ديگر نيست ، شبيه برخي از افراد ديگر است و شبيه هر شخص ديگر است
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|