1)      شخصيت در مغز ريشه دارد

·          فيزيولوژي مغزي فرد هم جنبه هاي شخصيت را هدايت مي كند و بر آن غالب است ( بعضي از دارو ها كه مي توانند بر كاركرد مغز اثر بگذارند ، شخصيت فرد را تغيير مي دهند )

·          هرچيزي كه شخصيت به آن وابسته است در مغز يافت مي شود (مانند حالت هاي عاطفي، خاطرات هشيار و ناهشيار ، اعتقادات ، ترس ها ، نگرش ها و ارزش ها)

2)      اصل كاهش تنش

·          موري ، موافق بود كه مردم براي كاهش تنش فيزيولوژيكي و روانشناختي عمل مي كنند اما اين بدان معني نيست كه ما براي حالت بدون تنش تلاش مي كنيم ( تلاش براي كاهش تنش نه از بين بردن تنش )

·          ما تنش را توليد مي كنيم براي اينكه با كاهش دادن آن ارضا مي شويم

·          حالت ايده ال ماهيت انسان ، مستلزم داشتن هميشگي ، سطح بخصوصي از تنش براي كاهش دادن است

3)      شخصيت فرد در طول زمان به رشد خود ادامه مي دهد

·          گذشته فرد بر زندگي و شخصيت او تاثير مي گذارد

·          رشد شخصيت تنها مربوط به يك دوره مشخصي (مثل كودكي)در زندگي نيست

4)      شخصيت تغيير و پيشرفت مي كند و ثابت و ايستا نيست

5)      تاكيد بر يگانگي هر شخص

·          موري با وجود تشخيص شباهت هايي بين افراد مختلف ، بر يگانگي هر شخص تاكيد دارد

·          يك فرد انسان ، شبيه شخص ديگر نيست ، شبيه برخي از افراد ديگر است و شبيه هر شخص ديگر است