تيپهاي شخصيتي آموزشي آلفرد آدلر

 

تيپ سلطه گر(حاكم)

·          بدون توجه كردن به ديگران رفتار مي كرد

·          آگاهي اجتماعي كمي دارند

·          نوع افراطي آن به ديگران حمله مي كند ، آزارگر ، بزه كار و جامعه ستيز(حمله به ديگران)

·          نوع كمتر خطرناك آن ، الكلي ، معتاد به مواد مخدر يا خود كشي (حمله به خود)

تيپ گيرنده

·          رايجترين تيپ

·          جلب خوشنودي ديگران

·          وابستگي

تيپ اجتناب كننده

·          براي روبرويي با مشكلات تلاش نمي كند

·          با اجتناب از مشكلات از هرگونه احتمال شكست دوري مي كند

ü              3 تيپ بالا آمادگي روبرو شدن با مشكلات زندگي را ندارند، قادر به همكاري با ديگران نيستند و برخورد بين سبك زندگي آنها و دنياي واقعي موجب رفتار نابهنجار مي شود.

تيپ سودمند اجتماعي

·          با ديگران همكاري مي كند وطبق نياز هاي آنها عمل مي كند

·          در چارچوب علايق اجتماعي كاملا" رشد يافته اي با مشكلات كنار مي آيند

ü                   آدلر در مجموع با طبقه بندي يا تيپ بندي كردن انعطاف ناپذير افراد به اين شكل مخالف بود و اظهار داشت ، كه او اين 4 سبك زندگي را صرفا" جهت آموزش معرفي كرده است ، او به درمانگران هشدار داد كه از به اشتباه گماردن مردم در طبقات متداخل پرهيز كنند.

تيپهاي شخصيت كارل يونگ

 

برونگراي متفكر

  • طبق مقررات جامعه زندگي مي كند
  • تمايل به سركوب احساسات و هيجانها
  • عيني بودن جنبه هاي زندگي
  • جزمي بودن در افكار و نظرات
  • منطقي متعصب

برونگراي احساسي

  • سركوب شيوه تفكر
  • تمايل به عاطفي بودن زياد
  • پيروي از ارزش هاي سنتي و كد هاي اخلاقي
  • به طور غير عادي نسبت به عقايد و انتظارات ديگران حساس اند
  • معاشرتي
  • بيشتر خاص زنان
  • حافظه بهتري در محرك هاي انساني با آثار هيجاني مثل جلوه هاي صورت
  • بيان خاطراتي كه افراد ديگر در آن حضور دارند

برونگراي حسي

  • تمركز بر لذت و شادي
  • جستجوي تجارب جديد
  • واقعيت گرا
  • سازگار با شرايط و افراد
  • اجتماعي
  • انعطاف پذير
  • ضعيف ترين مشاركت دربحث

برونگراي شهودي

  • ديدن موفقيت در كسب و كار و سياست
  • توانايي در غنيمت شمردن فرصت ها
  • جذب انديشه هاي نو شدن
  • گرايش خلاقانه
  • قدرت برانگيختن افراد

درونگراي متفكر

  • با ديگران به خوبي كنار نمي آيد
  • مشكل در انتقال افكار
  • تمركز بر تفكر
  • قضاوت معقول ضعيف
  • انتزاعي و نظريه پرداز
  • تكيه بر درك خود نه ديگران
  • در نظر افراد ديگر خود راي ، سرد ، خود پسند و بي ملاحظه
  • حافظه بهتري براي محرك هاي خنثي ( مثل اعداد ) دارند
  • بيان خاطراتي كه به تنهايي در آن بودند

درونگراي احساسي

  • تفكر منطقي را سركوب مي كند
  • مستعد عاطفه عميق (نشان ندادن علائم احساسات)
  • آرام ، فروتن و به كودكانه بودن گرايش دارد
  • اعتناي كم به احساسات و افكار ديگران
  • گوشه گير ، سرد ، متكي به نفس و تودار

درونگراي حسي

  • بي تفاوت و آرام
  • بريده از روزمرگي
  • فعاليت هاي انساني به ديده خير خواهي و سرگرمي
  • هنر دوست و حساس
  • سركوب گر شهود
  • به ظاهر بي اعتنا و خشك

درونگراي شهودي

  • تماس كم با واقعيت
  • غرق در شهود
  • رويايي و خيال باف
  • گوشه گير
  • بي خيال نسبت به واقعيت
  • درك نكردن آنها توسط ديگران
  • آنها عجيب و غير عادي در نظر گرفته مي شوند
  • در سازگاري با زندگي روزمره و آينده مشكل دارند
  • بيشتر در ارتباط با نا هشيار 

توجه :

        يونگ 4 كاركرد متضاد روان را در نظر گرفت: حس كردن ، شهود ، تفكر و احساس

حس كردن و شهود : كاركردهاي غير عقلاني ، اين فرآيندها تجربيات را مي پذيرند ولي آنها را ارزيابي نمي كنند.

تفكر و احساس : كاركرد هاي عقلاني ، اين فرآيندها درباره تجربيات قضاوت كرده و آنها را ارزيابي مي كنند.

در زندگي فرد ( ميانسالي) بايد از برونگرايي

تيپ هاي شخصيتي اريك فروم - 2

منش مرده گرا(غير خلاق)

·مجذوب مرگ ، جنازه ها ، ويراني ، مدفوع و كثافت

·شاد به نظر آمدن هنگام صحبت كردن از مرگ ، بيماري و مراسم كفن و دفن

·زندگي در گذشته

·تمايل به سردي و گوشه گيري

·علاقه مند به نظم ، قانون و استفاده از زور و قدرت

·رويا هاي آنها در اطراف قتل ، خون و جمجمه ها متمركز است

·نابودي عاطفه ( كل زندگي او و خودش را به اشيا تبديل مي كند )

·بدگماني نسبت به آينده

·داراي شهوت تكنولوژي ( احاطه كردن خود با وسايل مانند استريو ، كامپيوتر ، موبايل و ...)

·جانشيني عشق به اشياء بجاي اشخاص

·ديدن جهاني سياه

منش زنده گرا ( خلاق)

·عاشق زندگي

·مجذوب رشد، آفريدن و سازندگي

·تلاش براي تاثير در ديگران با محبت ، منطق نه با زور و قدرت

·علاقه به رشد خود و ديگران

·نگرش بسوي آينده نه گذشته

·ديدن جهان به رنگ سبز ، آبي و قرمز

تيپ هاي شخصيتي اريك فروم - 1

 

منش گيرنده

  • انتظار دريافت خواسته ها از ديگران ( مثل عشق ، دانش ، لذت و ...)
  • محتاج دوست شدن ديگران ، با او ، نه دوست داشتن ديگران
  • وابسته به ديگران
  • احساس فلج شدن در تنها رها شدن
  • ناتوان در انجام كارهاي خود
  • ارضا در خوردن و نوشيدن
  • وي‍ژگي برجسته دهان ( لب هاي متمايل به باز بودن )
  • حركات بدن وسواس انگيز و گرد

منش بهره كش

  • براي رسيدن به نيازها، به سوي مردم گرايش دارد
  • بجاي انتظار گرفتن از ديگران با مكر و حيله از آنها مي گيرند
  • اگر چيزي به آنها داده شود بي ارزش است و تنها گرفتن با زور يا حيله از ديگران خوشايند است ( براي آنها آنچه بايد دزديده يا تصرف شود ، از آنچه آزادانه داده شود باارزش تر است )
  • آنچه را كه براي ديگران با ارزش است و به آنها تعلق دارد مي خواهند ، مانند همسر ، عقيده و ...
  • ويژگي برجسته دهان ( دهان نيشدار)
  • حركات بدن پرخاشگر و نوك تيز

منش محتكر

  • شخص امنيت خود را از آنچه احتكار يا پس انداز مي كند به دست مي آورد
  • اين افراد نه تنها در پول و ثروت هاي مادي بلكه حتي در عواطف و افكار نيز خسيس اند
  • اين افراد ديوار هايي بدور خود مي كشند و با كل آنچه روي هم انباشته كرده اند و در ميان آنها نشسته ، و از آنها در مقابل ديگران محافظت مي كنند
  • نظم وسواسي در باره دارايي ها ، افكار و احساسات
  • ويژگي برجسته دهان ( لب فرو بسته)
  • حركات بدن بيقواره و زاويه دار است

منش بازاري

  • موفقيت يا شكست ها بستگي دارد به اينكه تا چه اندازه خود را خوب مي فروشيم
  • مجموعه ارزشها براي شخصيت ها و كالاها يكي است ( ارزش ندادن به شخصيت افراد)
  • ويژگي هاي سطحي را خوب نشان دادن (مثل لبخند زدن ، خوشايند و موافق بودن ، خنديدن به جك هاي رئيس و شيك پوش بودن)

تيپ هاي شخصيت هورناي

 

تيپ مطيع (compliant personality)

·          تمايل حركت بسوي مردم

·          لازمه مورد اول قبول درماندگي و كوشش براي جلب محبت ديگران

·          نياز شديد و مداوم به محبت

·          تاييد و اطمينان آفريني دائمي

·          نياز به شريك سلطه گر ( مونس غالب)

·          جلب توجه كن ( خوشايند مردم رفتار كردن)

·          تلاش براي انجام رفتار طبق آرمانها و انتظارات ديگران ( اميال خود را تابع اميال ديگران كردن )

·          فداكاري و سخاوتمندي

·          آشتي جو ، صلح طلب

·          ميل به پذيرش تقصير و تسليم شدن به ديگران

·          هرگز جسور ، انتقادي يا پرتوقع نيستند

·          نگرش به خود همواره با درماندگي و ضعف

·          برترانگاري ديگران

·          سركوب خصومت خود

·          وابستگي

·          وحشتناك بودن طرد از جمع و تلاش براي جبران آن

·          ميل به كنترل ، بهره كشي و دستكاري ديگران

·          چاپلوسي و حاظر به خدمت بودن

·          احساسي و برونگرا

·          اعتماد به نفس پايين

·          نگران ، نا ايمن و دلشوره اي

·          مردم آميز ، پر حرف ، لذت جو و با محبت

·          خوش قلب ، دلسوز ، ساده دل و مودب

·          حركات بدن وسوسه انگيز و گرد

·          در مواقع اضطراب بنيادي شيوه گريه ،خواهش و تمنا

تيپ پرخاشگر(aggressive personality)

·          تمايل حركت بر عليه مردم

·          لازمه مورد اول خصومت ، طغيان و پرخاشگري

·          متخاصم بودن دنياي بيرون با او و برعكس ( در اين نبرد فقط شايسته ها و حيله گر ها مي مانند)

·          مزيت انگاري برتري ، قدرت و درنده خويي

·          در مواقع اضطراب بنيادي شيوه خشن و آمرانه بدون توجه به ديگران

·          تلاش براي رسيدن به سطوح بالا

·          ارضاي خود بوسيله ممتاز بودن ، بدست آوردن شهرت و تاييد برتري توسط ديگران

·          هركس را برحسب استفاده اي كه از رابطه با آنها مي برد ارزيابي مي كند

·          عدم تلاش براي خشنود كردن ديگران

·          جر و بحث ، انتقاد و پا فشاري

·          موفق بودن در زمينه كاري ( خود كار براي آنها ارضا كننده نيست بلكه كار وسيله اي براي هدف )

·          مطمئن بودن از توانايي خود

·          بي پروا در نشان دادن خود و دفاع از خود

·          سركوب احساس

·          جامعه ستيز ( شخصيت ضد اجتماعي)

·          حركات بدن پرخاشگر و نوك تيز

تيپ جدا (detached personality)

·          تمايل به حركت بدور از مردم

·          لازمه مورد اول دوري جستن از مردم و اجتناب از هرگونه موقعيت وابستگي

·          حفظ فاصله عاطفي (بي تفاوت به جمع ، نبايد دوست بدارند و متنفر شوند و يا با ديگران همكاري كنند يا با آنها در گير شوند)

·          خود بسنده و كمال طلب

·          استقلال و عدم وابستگي

·          دوستدار تنهايي و خلوت

·          منفرد انگاري خود ( منزوي)

·          اجتناب از هرگونه قيد و بند اخلاقي و اجتماعي

·          بدون تلاش در فكر رسيدن به عظمت و برتري

·          بلند پروازي

·          سركوب عشق و نفرت

·          تاكيد بر عقل ، منطق و هوش

·          خجالتي

·          درونگرا

 

اصول شخصيت شناسي هنري موري

 

1)      شخصيت در مغز ريشه دارد

·          فيزيولوژي مغزي فرد هم جنبه هاي شخصيت را هدايت مي كند و بر آن غالب است ( بعضي از دارو ها كه مي توانند بر كاركرد مغز اثر بگذارند ، شخصيت فرد را تغيير مي دهند )

·          هرچيزي كه شخصيت به آن وابسته است در مغز يافت مي شود (مانند حالت هاي عاطفي، خاطرات هشيار و ناهشيار ، اعتقادات ، ترس ها ، نگرش ها و ارزش ها)

2)      اصل كاهش تنش

·          موري ، موافق بود كه مردم براي كاهش تنش فيزيولوژيكي و روانشناختي عمل مي كنند اما اين بدان معني نيست كه ما براي حالت بدون تنش تلاش مي كنيم ( تلاش براي كاهش تنش نه از بين بردن تنش )

·          ما تنش را توليد مي كنيم براي اينكه با كاهش دادن آن ارضا مي شويم

·          حالت ايده ال ماهيت انسان ، مستلزم داشتن هميشگي ، سطح بخصوصي از تنش براي كاهش دادن است

3)      شخصيت فرد در طول زمان به رشد خود ادامه مي دهد

·          گذشته فرد بر زندگي و شخصيت او تاثير مي گذارد

·          رشد شخصيت تنها مربوط به يك دوره مشخصي (مثل كودكي)در زندگي نيست

4)      شخصيت تغيير و پيشرفت مي كند و ثابت و ايستا نيست

5)      تاكيد بر يگانگي هر شخص

·          موري با وجود تشخيص شباهت هايي بين افراد مختلف ، بر يگانگي هر شخص تاكيد دارد

·          يك فرد انسان ، شبيه شخص ديگر نيست ، شبيه برخي از افراد ديگر است و شبيه هر شخص ديگر است